تبليغاتX
آنتراکت
آنتراکت
تجربه های آزاد نوشتاری
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385
شرط

از دیشب تو گودال کنار جنازه رفیقش خوابیده بود. آفتاب کم کم سر میکشید توی دشت و درد ترکش توی زانویش را بیشتر حس میکرد.خیس عرق،پای تاول زده را ستون بدن کرد.از گودال که سرک کشید سرباز تک تیرانداز دشمن شرط یک پاکت سیگار دیگر را برد.

+ نوشته : رضا پروین